اخبار برگزیده

7. یک دل سیر

داداش کوچیکترم، واسه ادامه تحصیل رفته اونور آب. خیلی هم زحمت کشید و خودشو به آب و آتیش زد و حرص خورد تا بتونه بره و عاقبت هم خدا کمکش کرد و رفت.
چیزی که فکرمو درگیر کرده این بود که تا قبل قطعی شدن رفتنش، دغدغه اصلیش رفتن بود و فکر میکرد که با رفتن اعظم مشکلاتش حل میشه. ولی حالا که رفته شیطان مشکلات، صورت دیگه ای از خودش رو رو کرده و اون هم تنهایی هس!
چند روزیه که استادش بهش گفته برو استراحت کن و از اونجایی که برادرم آدمی مذهبی هس واسه همین جوش نمیخوره باایی که فرهنگ اونجایی دارن!
وقتی باهاش از طریق ویدئو چت حرف زدم چیزی که خودنمایی میکرد، صفای چشاش بود! انگار که دارم پاکی درونش رو میبینم؛ پاکی  و صفایی که فقط بعد یک دل سیر گریه نصیب مروارید دیدگان آدمی می شه!

7. یک دل سیر

7. یک دل سیر

7. یک دل سیر

 


منبع این نوشته : منبع